پژوهشكده تحقيقات اسلامى
74
سرداران صدر اسلام (فارسى)
بود ، نيمه شب از جاى خود برخاست و راه مدينه را در پيش گرفت و جريان را به عرض پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رسانيد . اين دو حادثهء دلخراش كه منجر به شهادت سفير اعزامى پيامبر ( ص ) و سپاه تبليغ گرديد سبب شد كه در ماه جمادى فرمان جهاد صادر گردد . « 1 » انتصاب عبداللّه به معاونت دوّم فرماندهى به دنبال اين قضايا ، تعداد سه هزار شمشير زن در لشكرگاه مدينه به نام « جُروف » گرد هم آمدند پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در ميان آنها حاضر شد و به ايشان فرمود : « به آن نقطه اى كه سفير اسلام را كشته اند مى رويد و آنان را مجدداً به آيين اسلام و يكتا پرستى دعوت مى نمائيد ، اگر اسلام آوردند ، از انتقام صرفنظر مى كنيد و در غير اين صورت از خدا كمك طلبيده و با آنان نبرد كنيد . » پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در ادامه سخنانش فرمود : « اى مجاهدان ! فرمانده سپاه ، پسر عمّ من جعفر بن ابيطالب است ، اگر او آسيب ديد ، پرچم را « زيدبن حارثه » به دست خواهد گرفت و لشكر راهدايت خواهد كرد و اگر او نيز كشته شد ، فرمانده سپاه عبداللّه بن رواحه است . اگر عبداللّه نيز آسيب ديد ، خود شما شخصى را به عنوان فرمانده انتخاب كنيد . » « 2 » سپس دستور حركت صادر گرديد . رسول خدا ( ص ) تا منطقهاى به نام « ثنية الوداع » از سپاهيان اسلام مشايعت كرد و آنان را به رعايت تقوى و نيكى دربارهء مسلمانان توصيه فرمود ، از خُدعه و نيرنگ و كشتن كودكان و زنان پيران فرتوت و از بين بردن درختان و ويران ساختن خانه ها برحذر داشت . « 3 »
--> ( 1 ) . فروغ ابديت ، جعفر سبحانى ، ج 2 ، ص 685 ؛ سيره حلبيه ، ج 2 ، ص 223 . ( 2 ) . فروغ ابديت ، ج 2 ، ص 290 . ( 3 ) . همان مدرك ، ص 758 ؛ السّيرة النبويّه ، زينى دحلان ، حاشيهء سيره حلبيّه ، ج 2 ، ص 223 .